X
تبلیغات
رایتل
باید رفت  چاپ
تاریخ : جمعه 11 دی 1388

چو سجده کرد ملک در مقابلم فرمود

تو آدمی به بلاد غریب باید رفت

تفاهمی که خدا کرده است با شیطان

به راز گم شده در عطر سیب باید رفت

به دوش زخمی مان بار درد بسیار است

برای یافتن یک طبیب باید رفت

به سربلندی از این سربلندی آمده ام

کجا برای نجات از نشیب باید رفت؟

ندا ز کنگره عرش می رسد بر گوش

بیا که از دل این یک جریب باید رفت

برای فتح بلندای قله معراج

به اشک چشم و به امن یجیب باید رفت

به فضل کوش و به دانش گرای و همت کن

به پای میز عدالت، ادیب باید رفت

شوی اگر سکندر و قارون و رستم دستان

کفن چو گشت برایت نصیب باید رفت

خموش باش تو پروانه شمع می گوید

بدون غلغله و بی نهیب باید رفت

...


با عرض معذرت بعضی از ابیات بینش یادم رفته، چون اینو سال 81 سرودم و متاسفانه مکتوبش رو پیدا نکردم


خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟ چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟

خدمات وبلاگ نویسان جوان