X
تبلیغات
رایتل
ولادت امام رضا (ع) مبارک  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 27 مهر 1389

ای آشنای سبز

در این غریبستان تاریک و سرد، نگاهمان به دستان گرم و باسخاوت توست آقاجان!  

از کرم خود بر ما ببخش و از نور خود بر ما بتاب یا ضامن آهو! 

 

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا 

 

به مناسبت روز بزرگداشت خواجه حافظ شیرازی  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 20 مهر 1389

تفالی زدیم به دیوان خواجه تا یادی از او کرده باشیم و یادآوری این روز به شما:  

 

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

عارف از خنده می در طمع خام افتاد

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد

این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود

یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید

کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم

اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد

چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار

هر که در دایره گردش ایام افتاد

در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ

آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد

آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی

کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

کان که شدکشته اونیک سرانجام افتاد

هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است

این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی

زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد

 
ولادت با سعادت فاطمه معصومه (س) مبارک  چاپ
تاریخ : جمعه 16 مهر 1389

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار       هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام  

به صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبح         بــر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســــلام 

در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو           ز پای تا بـــه ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین          ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام 

 

 

http://www2.irna.ir/occasion/2azar85/index.htm 

سفر بخیر !!!  چاپ
تاریخ : یکشنبه 4 مهر 1389

 

 - «به کجا چنین شتابان؟»

گَوَن از نسیم پرسید.- «دل من گرفته زینجا،
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
- «همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم....»

 

- «به کجا چنین شتابان؟»
- «به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم.»
- «سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها، به باران،
برسان سلام ما را.»

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟ چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟

خدمات وبلاگ نویسان جوان