X
تبلیغات
رایتل
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت...  چاپ
تاریخ : شنبه 29 خرداد 1389

29 ام خرداد ماهی بود که او را از ما گرفتند



می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم،گفتنددیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم


یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!

خدایش بیامرزاد

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟ چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟

خدمات وبلاگ نویسان جوان